چرا نباید بفهمیم ؟ !
چوب خوری ازروزگار، غافل گذر داری ازآن
بگمان هم نَی بری، این هست زِ رازهای جهان !
این بدان کاندرجهان، هرچیز زِخود دارد اثر
ازکژی کژ بینی زآن، خوبی درآرد خوبی در
چس اگرنیشی زنی، دان نیش زند این روزگار
تا بفهمی نزنی، نیشی دگر چون بینی زار !
گیرت این روزگار، روزت کند چون شب تار
قهرآن قهرخداست، بدبختی آرد برتو بار
زین که باید فهم کنیم، هربد که آید دربه کار
جای پای ماست همان، این گونه آمد آن به بار!
برچسب:
نویسنده: sara