
شرح تو نیست قصه و افسانه یا حسین!
رفتی ز شهر خویش غریبانه یا حسین!
این بار از آسمان نه ! که از لای تشت خون
تابیده است ماه به ویرانه یا حسین!
ژولیده موست دختر تو ؛ گیر می کند –
در موی چرب و سوخته هر شانه یا حسین!
گر قطعه قطعه پیکر ما را جدا کنند
پا پس نمیکشیم از این خانه یا حسین!
همراه آن سوار بیا گاه و بگذر از -
شهری که دارد این همه دیوانه یا حسین!
در روزهای سخت فراموشمان نکن !
با داغ خود خوشیم ! تو خاموشمان نکن !
برچسب:
نویسنده: sara