امروز که داشتم لیوان شیرم و می شستم
با خودم فکر کردم
کاش میشد بعد از هر تردید، بی اعتمادی ،دلتنگی ،بی حوصلگی ،یکی پیدا میشد
همه رو از ذهن وروحت می شست
ونمی ذاشت بمونه وبشه مثل ظرفهایی که با هزار ترفند اسکاج زبر و ...سیم،....مجبور بشی پاکشون کنی
کاش همه چی با یه شتشوی ساده شسته می شدومی رفت
کاش
ن.گ
صبح نوشت
برچسب:
نویسنده: sara