خرید بک لینک

هدیه دهنده ی نفس انسانها و انسانیت

گرامی باد یاد کسانی که رفتند تا ما بمانیم،شکستند و افتادند تا ما بایستیم،خس خس نفسهای بازماندگانشان هدیه دهنده ی نفس انسانها و انسانیت است.

امامم.... سلام

رهبرم....سلام

شهدا....سلام

جانبازان....سلام

رزمندگان سلام

مدیونتانیم الی یوم القیامة


خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس، از میان همه ی تصویر های آن روزها یکی را که از همه ی آن ها در ذهنش پر رنگ تر است، اینچنین روایت می کند:

يادم مي آيد يک روز که در بيمارستان بوديم، حمله شديدی صورت گرفته بود. به طوري که از بيمارستان هاي صحرايي هم مجروحين زيادي را به بيمارستان ما منتقل مي کردند. اوضاع مجروحين به شدت وخيم بود. در بين همه آنها، وضع يکيشان خيلي بدتر از بقيه بود. رگ هايش پاره پاره شده بود و با اين که سعي کرده بودند زخم هايش را ببندند، ولي خونريزي شديدي داشت. مجروحين را يکي يکي به اتاق عمل مي برديم و منتظر مي مانديم تا عمل تمام شود و بعدي را داخل ببريم.

وقتي که دکتر اتاق عمل اين مجروح را ديد، به من گفت که بياورمش داخل اتاق عمل و براي جراحي آماده اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بياورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم.
همان موقع که داشتم از کنار او رد مي شدم تا بروم توي اتاق و چادرم را دربياورم، مجروح که چند دقيقه ای بود به هوش آمده بود به سختي گوشه چادرم را گرفت و بريده بريده و سخت گفت: من دارم مي روم که تو چادرت را در نياوری. ما براي اين چادر داريم مي رويم... چادرم در مشتش بود که شهيد شد

از آن به بعد در بدترين و سخت ترين شرايط هم چادرم را کنار نگذاشتم

مادران شهدا؛ گريه كنيد



مادرم زمانی که خبر شهادتم را شنیدی گریه نکن

زمان تشیيع و تدفینم گریه نکن

زمان خواندن وصیت نامه ام گریه نکن

فقط زمانی گریه کن که مردان ما غیرت را فراموش می کنند

و زنان ما عفت را وقتی جامعه ما را بی غیرتی و بی حجابی گرفت

مادرم گریه کن...!!! که اسلام در خطر است .....


.

.

.

قسمتي از وصيت نامه شهید سعید زقاقی


مادران شهدا ، قبل از آنكه از عزيزانتان شرمنده باشيم از شمَا شرمنده ايم!




برچسب: نویسنده: sara تاريخ: شنبه 6 مهر 1392 ساعت: 11:57

صفحه بندی