خرید بک لینک


بیایید به این فکر کنیم که جامعه روشنفکری ما چه پتانسیل و استعدادی در سانسور دارد که دولت حاضر است قیچی را با آسودگی خاطر به دست آنان بسپارد!
این روزها پرسش این است که "آیا روشنفکر باید قیچی را بپذیرد یا خیر؟"
بحثهای پیرامون سانسور در فضای کنونی فرهنگی، این شک را در ماایجاد میکند که کارگزاران اصلی سانسور همواره بخشی از روشنفکران بوده اند. این نوع روشنفکران در دوران مختلف و جوامع متفاوت حضور داشته اند. در بلوک شرق، سانسور از طریق روشنفکران بعضا نخبه به کل جامعه اعمال می شد. در دوران رنسانس، این روشنفکران سنت گرا بودند که به بهانه ی حفظ سنتها و هنجارهای جامعه تبدیل به کارگزاران سانسور شدند. این دو پارگی تاریخی در بین روشنفکران، ناشی از تمایل بخشی از آنان به قدرت غالبه و اعتقاد به همزیستی مسالمت آمیز با حاکمان برای فراهم نمودن محیطی آرام جهت انجام کار فکری بودهاست. این روزها بهانههایی مانند ضرورت مسئولیت پذیری نویسندگان، نهادینه شدن مسئولیت پذیری و حرکت گام به گام در جهت حذف سانسور به عنوان دلیل مطرح می شود.
نویسنده به هر حال مسئول نوشتار خود حتی در آزادترین شرایط است اما تاکید و گوشزد کردن مداوم آن موجب سرکوب خلاقیت در آفرینش هنری می شود. با گسترش سانسور از یک اداره دولتی به هزاران ناشر، نویسنده و بازخوان، نه تنها شاهد نهادینه شدن مسئولیت پذیری در جامعه نخواهیم بود، بلکه با نهادیه شدن سانسور در درون افراد وبنگاه های فرهنگی شبیه مرغ در قفسی خواهیم شد که پس از باز شدن در قفس از آن فرار نمیکند.
.....
در این یادداشت عنوان روشنفکر به مفهوم سارتری آن نیست.

نهم شهریور 92


برچسب: نویسنده: sara تاريخ: يکشنبه 14 مهر 1392 ساعت: 11:30

صفحه بندی